صاحب‌دیوان، پایـگاه خبــری و تحلیلی تاریخ و فـرهنگ ایران

پارس وی دی اس
جمعه, 31 فروردین, 1403

عزاداری محرم 1266 در تهران به روایت لیدی شیل همسر سفیر انگلیس

ماه دسامبر امسال مصادف با ماه محرم یعنی دوره ماتم و ندبه و زاری ایرانیها بود که با وجود محنت انگیز بودن، برای تمام طبقات مردم ایران ماه استراحت و سرگرمی هم محسوب می شد. در این ماه، شیعیان مراسمی به عنوان یاد بود و ذکر مصیبت امام حسین[ع] و خانواده اش در صحرای کربلا، برگزار می کنند. این واقعه بقدری ایرانیها را تحت تأثیر قرار داده است که جریان آن را به صورت يك برنامه نمایشی در آورده اند و شبیه انجام شعائر مذهبی دوران گذشته در انگلستان و سایر جاها، در صحنه اجرا می کنند.

در این واقعه، امام حسین پسر فاطمه (دختر حضرت محمد) با زنان و بچه های خود بهمراه هفتاد تن از یاران در صحرای کربلا مورد حمله لشكريان تحت فرمان عبيد الله» فرمانده قشون یزید» (حکمران دمشق و دومین خلیفه از سلسله بني اميه) قرار گرفت. امام حسين چند روز با رشادت فراوان به دفاع برخاست ولی در آخر کار آب «نهر فرات» را به رویش بستند و تمام خانواده و یارانش را، چه براثر تشنگی و چه بعلت جنگ هلاك نمودند. امام حسین نیز در پایان کار کشته شد و سر او بوسيله «شمر» از بدن جدا گردید. باید صحنه هایی را که برای یادآوری این واقعه ترتیب داده شده و حرکات ایرانیها را دید، تا بتوان وضع را کاملا تصور نمود، از هر گوشه ای صدای مداوم ناله و زاری همراه با نثار نفرین و دشنام به مرتکبین این جنایت درباره نوه پیغمبر و خانواده او شنیده می شود. گاهی هیجان و احساسات مردم به جایی می رسد که ایفا کننده نقش «شمر» هدف ناسزای مردم قرار می گیرد و بزحمت می توانست خود را از شر نگاههای غضب آلود و مخصوصا ضربات مشت و لگد زنها در امان نگهدارد.
این برنامه معمولا ده روز ادامه دارد، که هر روز بمدت چند ساعت اجرا می شود. و باید با کمال شرمساری اعتراف کنم که صبر و حوصله و کنجکاوی من آنقدر نبود که بتوانم طاقت تماشای آن برنامه ها را داشته باشم و تنها به مشاهده چند برنامه آن اکتفا نمودم.
یکی از برنامه های این ده روز، نمایش ایلچی فرنگی است که به عنوان سفیر خیالی یکی از کشورهای اروپایی (محتملا يونان) در بارگاه یزید به هنگامی که سر بریده امام حسین را به بارگاهش می برند، حضور داشته و با دیدن این منظره نسبت به این کشتار وحشیانه اعتراض می کند و سرانجام در اثر همین بی مبالاتی به افتخار شهادت نائل می گردد. معمولا اشتیاق فراوانی وجود دارد که مدل لباس این سفیر حتما به صورت اروپایی باشد و بالاتر از همه کج کلاه پرداری هم به سر نهاده باشد.
چند سال پیش در «سراب» نمایندگانی بسراغ شوهرم آمدند تا لباس و کلاه او را برای استفاده ایلچی فرنگی قرض کنند. در تهران نیز از اسبها و صندلیهای ما بکرات برای استفاده در همین نوع برنامه ها استفاده می شود. از اسبها برای نمایش تعزیه و از صندلیها برای نشستن مدعوین اروپایی . به دستور صدر اعظم[میرزا تقی خان امیرکبیر]، عمارت بزرگی که گنجایش چندین هزار نفر را دارد، برای نمایش تعزیه بنا شده ،که تمام خصوصیات یک تئاتر جدید را دارا است ولی صحنه نمایش آن به جای آنکه در جلو ساختمان باشد، به صورت يك سکوی بلند در وسط قرار گرفته و بدون واسطه پرده، از همه طرف برای تماشاگران قابل دیدن است و در اطراف صحنه دو ردیف جایگاه ویژه نیز ساخته اند. 1 2 از سفرای خارجی معمولا بوسيله صدر اعظم دعوت می شود که در مراسم اجرای تعزیه شرکت نمایند و غالبا من نیز جزء مدعوین این برنامه ها بودم – البته باید دانست که امتناع از پذیرش این دعوت دلیل بی نزاکتی است.
در موقع ورود به این محل، مرا به لژ مخصوصی هدایت می کردند که قبل از آن اطاق کوچکی بنام «کفش کن» بود و می بایستی در آنجا کفشهای خود را از پا در بیاوریم. جلو جایگاه ما بوسيله يك قطعه فرش ضخیم بدقت پوشانده شده و در روی آن سوراخهایی تعبیه گردیده بود که بتوانیم صحنه را مشاهده کنیم و در ضمن از دید تماشاگران کاملا محفوظ باشیم.
جایگاه مخصوص شاه در بالا و روبروی صحنه قرار داشت و در سمت راست آن ابتدا جایگاه عموهای شاد و صدراعظم و پس از آن بترتیب محل نشستن وزیر مختار انگلیس و وزیر مختار روسیه و دیگران بود. در سمت چپ نیز جایگاه مادر شاه، زنهای شاه، همسر صدر اعظم، من، و همین وزیر مختار روسیه قرار داشت. در اثنای نمایش با پذیرایی مستمر بوسیله چای و قهوه و قلیان ،رفع خستگی تماشاگران می شد.

تمام محوطه پر از جمعیت می شد که تعداد آنها به چندین هزار نفر می رسید. …

 

⚫️ حسینیه صاحب دیوان
🌙 به مناسبت محرم 1445

کاری از پایگاه خبری صاحب دیوان
SahebDivan.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت