سبد خرید
0
No products in the cart.

خاطرات سال های خدمت پزشک آمریکایی و وصف تبریز یکصدسال پیش

پایگاه تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان، صاحب دیوان : نیاز مردم به پزشک، بیمارستان، دارو و درمان فرصت مناسبی را در اختیار میسیونرهای آمریکایی گذاشت تا از این احتیاج‌ها برای ورود به ایران و استفاده از موقعیت ممتازشان برای تبلیغ دینی  استفاده کنند.در این راستا نخستین پزشک میسیونری که از آمریکا به ایران آمد، دکتر “و.و.تورنس” بود که به  کشور سفر کرد و توانست با مسئولان بلندپایه کشور نیز روابطی برقرار کند.

بعدها دکتر جان ویشارد برای تاسیس بیمارستانی در کردستان وارد ایران شد و پس از ترک دکتر تورنس به تهران آمد و به تاسیس بیمارستان آمریکاییهای تهران پرداخت. وی مدت بیست سال در ایران بود و در شهرهای همدان و تبریز و ارومیه و تهران زندگی کرده و خدمات پزشکی در حوزه درمان و هم آموزش پزشکی در ایران به انجام رسانده است.متنی که در ذیل میخوانید مشاهدات و توصیفات زندگی مردم شهر تبریز از نگاه یک پزشک آمریکاییست که با نام بیست سال در ایران به چاپ رسیده است.

 

تبریز مرکز عمده تجارت و حکمرانی منطقه غرب است ‏. و چون ولیعهد در آنجا سکونت دارد . از لحاظ شرایط سیاسی دومین شهر ایران منظور می شود. جمعیت آنجا کمتر از تهران است و در تمام بخش های داد و ستد رقیب سرسخت پایتخت به حساب می آید .این نام به فارسی به معنی محل تب است . اما اسمی بی مسمی است . چون در ارتفاعاتی قرار گرفته که یکی از مناطق خوش آب و هوای ایران است .

تنها شهری است به غیر از پایتخت که امریکا در آنجا کنسولگری دارد.

شهر دارای وسعت زیادی است و باغهای بزرگ و خانه های خشتی یا آجری دارد. به نظر من شرایط و امکانات یک شهر بزرگ در آن نیست . اما قرنها کم و بیش مرکز معتبری بوده است .

بارها زلزله ، شهر را به ویرانی کشانده . اما دوباره آن را از نو ساخته اند. تا به امروز که احتمالا از آنچه بوده وسیعتر شده است . گاه گاهی احساس می شود که لرزش خفیفی به وقوع می پیوندد . اماپنجاه سال می گذرد که شهر صدمه مهمی از زلزله ندیده است . از گوشه و کنار داستانهایی درباره انبوه جمعیتی چون شیکاگو ، فیلادلفیا و بوستون امروز داشته اند .

اما نویسنده باید اعتراف کند که این مطلب را به سختی باور دارد و نمی تواند بپذیرد که زمانی ایران می توانسته جمعیت زیادی را تحمل کند و معتقد است با وجودی که قصه هایی درباره تبریز قدیم بیان شده ، این دو شهر اهمیت و وسعتی که امروز دارند ، همان است که در روزگاران قدیم داشته اند .

زبانی که در کوچه و بازار تبریز می شنوید ، ترکی است ، که در بیشتر نواحی شمال غربی به آن تکلم می کنند . این زبان با آنچه در قسطنطنیه متداول است ، متفاوت می نماید اما گویی در ترکیه هم کم و بیش آن را می فهمند .

زبان فارسی بسیار کم مورد استفاده قرار می گیرد ، مگر در کاخ ولیعهد و در محدوده اعیان و اشراف . فضلای آن حوالی ، فارسی را به عنوان زبان دوم می شناسند . بعضی از افراد معتبر و کسبه سرشناس ، ارمنی هستند ، اما زبان ارمنی در بازار بطور کلی بلا استفاده است . این شهر چون با سلماس و اورمیه که اکثریتی مسیحی نشین ، دارند ، نزدیک است . تعداد قابل ملاحظه ای از شام به انجا مهاجرت کرده ، به کسب و کار مشغولند و به زبان سریانی تکلم می کنند .

از زبانهای خارجی ، روسی و فرانسه نیز زمینه ای دارند ، اما در بانکها و مراکز تجارت و اداره تلگراف از زبان انگلیسی بهتر و بیشتر استقبال می کنند . بعضی کارمندان بومی در مدارس امریکایی تعلیم دیده اند .

به نظر من جالبترین محل برای یک سیاح بازار تبریز است . کسی نمی تواند تحت تأثیر طاقهای قوسی ، و خصوصیت محلی مغازه ها و فضای مملو از حرکت و تلاش آنان قرار نگیرد . زمانی که من در آنجا بودم ، خیابانها لبریز بود از ادمهای جوراجوری که از گوشه و کنار به آنجا ریخته بودند .

قفقازیها با کت های پوستی ، دهقانان از دامنه کوههای ارارات ، تجاری از تفلیس و سایر شهرهای گرجستان قدیم و اروپائیان با کلاههای آفتابگیر چوب پنبه ای و تبریزی ها که لباس و لهجه خاصشان کلا آنان را در میان این آشفتگی ممتاز می ساخت در آنجا آمد و رفت داشتند .

شبها این مردم مراقب بودند تا حتی الامکان به خیابان نیایند ، تا با مشکلی روبه رو نشوند و اگر هم ناچار می شدند ، فانوسهای بزرگ ساخت چین را با خود حمل می کردند . در اینجا چون سایر شهرهای ایران ، اندازه فانوس نشانه مرتبه اجتماعی حامل آن است . هوا آنقدر عالی است که با وجود شرایط غیر بهداشتی ، که بر زندگی مردم سایه افکنده میزان مرگ و میر بالا نیست و اروپائیان ساکن آنجا به خاطر گرمای هوا ناچار نیستند تابستانها شهر را ترک گویند .

نمی توانم بگویم از لحاظ جاهای دیدنی تبریز می تواند در برابر تهران قد علم کند ، گرچه چند مسجد و ساختمان دولتی ، اقامتگاه ولیعهد در باغهای شمال شهر نیز جالب توجه است . مثل سایر جاهای ایران مسیحیان اجازه ورود به مسجد ندارند . و در واقع در اینجا بیشتر از سایر شهرهای ایران مراقب آنها هستند .

مسجد کبود ، یکی از جاهای دیدنی است ، که خرابه های آن نشانه زلزله سختی است که بارها بنیاد شهر را در هم شکسته است . هنوز هم مجموعه با شکوهی است ، که با کاشیهای زیبا تزئین یافته که علاوه بر زیبایی ، از تجزیه شدن بنا نیز جلوگیری می کند . می گویند بنای مسجد ، چهارصد سال پیش شایان یافته ، اما مثل هر چیز دیگر در تیران که بازمان ارتباط داشته باشد ، فقط تخمین است .

زندگی اجتماعی اروپائیان پیرامون قنسولگری هاست ، که از همه مهمتر قنسولگری انگلیس و روس است ، و فعالیت آنان در میسیونهای مذهبی و بخش تجارتی که بانکها و سایر مراکز را زیر نظر دارد محدود می شود . همیشه تعدادی اروپائی از طرف دولت به عنوان مربی در گمرکات ، پست ، و سایر ادارات دولتی استخدام می شوند .

تأسیس قنسولگری امریکا ، سالها جزو برنامه بوده ولی پس از انکه یک امریکایی به قتل رسید ، و احساس شد زندگی امریکاییها در منطقه در معرض خطر است ، مقامات واشنگتن در کار افتتاح ان تعجیل کردند . یست مهم و حساسی دایر شده و منافع امریکا را کاملا می تواند حفظ کند .اقای داتی ، به عنوان قنسول انتخاب شد و بس از تهیه مقدمات ، آنجا را با کاردانی و هوش بسیار افتتاح کرد و اکنون برچم امریکا به هر امریکایی که از تبریز دیدن کند خوش آمد می گوید .

در حدود سی نفر امریکایی بجز کودکان در این ناحیه سکونت دارند که حوزه اداری قنسول محسوب می شود . ناحیه آذربایجان که تبریز مرکز آن است ، چند سال بیش به نا امنی و اغتشاش کشیده شد . راه کاروانی به طرف اورمیه و شهرهای غربی دریاچه هفته ها در دست یاغیان و دزدان قرار گرفت . اقای لاباری  . مبلغ امریکایی ، بس از آنکه تعدادی زنان امریکایی را تا مرز بدرقه کرد ، در مراجعت به طرز فجیعی به قتل رسید .

از نقاط مختلف این منطقه تا تهران آنقدر فاصله زیاد است ، که اغلب باسخ نامه ای ، یک ماه به طول می انجامد . سفارت ما برای یافتن باسخ و تحقیق درباره چگونچی این جنایت با اشکالات زیادی مواجه شد که بالاخره به تأسیس قنسولگری در تبریز انجامید . در سرتاسر ایران نیاز فراوانی به وسایل ساخت امریکا احساس می شود . مخصوصا صنایع فلزی ، و هم واگن ، بخاری و کفش . با وجود این مطالب توجه مقامات واشنگتن را به نیاز و شرایط خاصی که یک قنسول در ایران دارد ، جلب می کنم .

مسافران تبریز ، خوی ، سلماس و ارومیه ، که از شهرهای مهم آذربایجان به شمار می آیند ، قطار اصلی قفقاز را در تفلیس ترک می گویند و با خطی دیگر از آنجا به مرز ایران و روسیه که به جلفا معروف است می رسند . جلفا در کنار رود ارس که بر روی آن بل ناقصی بسته اند واقع شده است .

راهی که از تفلیس می آید به کوههای آرارات می رسد که اکنون در محل تلاقی سه کشور ، ایران ، روسیه و ترکیه قد برافراشته است . قله های مرتفع آن با غرور بسیار بر تمام مناطق اطراف مسلطند و بیشتر ایام سال بوشیده از برفند .

زیاد مشکل نیست ببذیریم که این ، همان کوهی است که به قول بعضی ها در کتاب مقدس هم ذکرش آمده ، و درباره طوفان افسانه های گوناگون و بی اساس را محلیها نقل می کنند . کوه از فاصله زیادی دیده می شود و هنوز منظره باشکوه غروب را که در ارتفاعات شهر وان  دیده ام به خوبی به خاطر دارم .

معمولا از مرز تا تبریز چهار روز ، به سلماس سه روز و تا ارومیه پنج روز راه است . با استفاده از کالسکه در بعضی قسمتهای راه و هموار کردن جاده و تعمیر پلها ، تا حد قابل ملاحظه ای می توان مدت سفر را تقلیل داد . سفر از تبریز به ارومیه که قبلا پنج روز طول می کشید ، اکنون با قایق از روی دریاچه دو روز و نیم وقت می گیرد . اگر در این دریاچه کشتیرانی بدون پرداخت مالیات معمول می شد می توانست تأثیر بسیار زیادی در منافع غرب کشور از هر جهت داشته باشد . دریاچه ، نود میل طول و تقریبا سی میل عرض دارد . پس از گذشتن از سلماس به دریاچه می رسیم و در ساحل غربی ان بیش می رویم تا به ارومیه می رسیم . چون این دریاچه ممر خروجی ندارد ، به اندازه ای شور است که هیچ جانداری نمی تواند در آن زندگی کند . هیچ گیاهی جز بوته های مخصوص در نزدیکی سواحل آن نمی روید . وارد شدن به این آب ، بیشتر به خاطر غلظت آن خالی از اشکال نیست که نمی شود به زیر آب رفت . آنقدر نمکهای گوناگون و گوگرد در آن وجود دارد که محلیها شب قبل از خوابیدن در آن استحمام می کنند ، و معتقدند که دیگر پشه یا سایر حشرات به انها نزدیک نخواهند شد .

به نزدیکیهای اورمیه که می رسیم ، راه از زیباترین بخشهای ایران می گذرد . دهکده های بسیاری وجود دارد با انواع درختان میوه و صحراهای سرسبز که سالها گندم و جو از آنها به دست آمده و تپه هایی که تصویر آنها بر دریاچه آبی رنگ منعکس شده و گله های گوسفند بسیاری که بر آنها می چرند .

راه از داخل و خارج دهات پیچ و تاب می خورد و می گذرد . دهکده ها آنقدر باطراوتند که گویی نهر کوچکی که از برفهای ذوب شده به آنجا می رسد ، می تواند کاملا دره را سیراب کند و شاداب نگهدارد .

بسیاری از دهکده های بین سلماس و ارومیه مسیحی نشین است. مسیون امریکایی در سال ۱۸۳۵ در ارومیه تأسیساتی دایر کرد و اکنون چند مدرسه ابتدایی در دهات و چند مدرسه متوسطه ، یک کالج و مریضخانه ای مجهز و چاپخانه ای در ارومیه دارد . هم چنین یک میسیون انگلیسی در ارومیه فعالیت دارد ، که بیست سال قبل کارش را آغاز کرده ، و نیز میسیون کاتولیکهای رومی که کشیشان فرانسوی آنجا را اداره می کنند . اغلب دهکده های مسیحی نشین ، کلیسایی دارند و در مسائل اجتماعی آنان پیشرفتهای محسوسی حاصل شده است .

کمی دورتر از حد غربی دریاچه ، ساوجبلاغ قرار دارد ، جایی که سالها یک میسیون آلمانی به کارهای عام المنفعه و نوعدوستانه در آن اشتغال داشتند . چند سال قبل یک آلمانی که برای فرا گرفتن زبان ترکی در آنجا اقامت داشت ، به وسیله دزدانی که شبانه به خانه اش ریختند کشته شد . در جهت شرق دریاچه ، شهر مراغه قرار دارد ، که از مراکز مهم تجارت محسوب می شود .

براساس موافقتنامه انگلیس و روس در سال ۱۹۰۷  ، تمامی این ولایات تحت نفوذ و تسلط روسها قرار گرفت . این نواحی یکی از بهترین نقاط ایران است و آمادگی بسیار برای گسترش تجارت دارد .

بازار شهرهای مختلف پر از کالاهای روسی است ، و مردم تا حد زیادی به روسیه چشم امید دوخته اند . چون بر این باورند که دولت مقتدری است و صادقانه حامی منافع و رافع حوائج آنان است .

در حقیقت موقعیت خاص جغرافیایی آذربایجان روسها را مجبور به نفوذ بیشتر می کند . ترکیه تنها قدرتی است که درباره مسائل مرزی با روسیه اقامه دعوی کرده است . در سال ۷-۱۹۰۶  روسها سربازان را از مرز عبور دادند و بخشی از ایران را تصرف کردند .

تمام این قضایا در دست یک کمیسیون مشورتی است ، که گمان نمی رود حتی در سالهای آینده هم نتیجه کار آنان امید بخش باشد . در عین حال چنین به نظر می رسد مردم از هر قدرتمندی که بیاید و نظم را برقرار سازد ، جاده ها را امنیت بخشد ، دست کردها را از غارت و چپاول و آتش سوزی کوتاه کند و بتواند سرزمین زیبای آنان را از ویرانی محض و آشفتگی رها سازد استقبال خواهند کرد .

کتاب بیست سال در ایران-.ترجمه : علی پیرنیا
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان