سبد خرید
0
No products in the cart.

بیز بئله آغلاردیق

حدود سال(۱۳۹۰)با دوستان ارجمند جعفر پور رضوی و جناب احمدرنجبری حیدرباغی با نظارت استادحسن اومود اوغلو پژوهشی در تاریخ و سیر تحول و تطور شعر مرثیه ترکی پیش از اسلام تا کنون آغاز کردیم و سر انجام این پروژه که کاملترین پژوهش چاپ شده در نوع خود میباشد در سال(۱۳۹۴)در مجموعه ای سه جلدی در حدود(۱۳۰۰صفحه) توسط  انتشارات سوره مهر به چاپ رسید. در این ایام محرم قصد دارم چکیده اب از جلد اول این مجموعه را در چند بخش منتشر کنم:

رثا از جمله‌ی قدیمی‌ترین اغراض شعری در ادبیات کهن اکثر ملل صاحب ادبیات جهان میباشد. می‌توان گفت این نوع شعر در زمره‌ سروده های اولیه‌ی بشری است. شاید بتوان یونانیان را از پیشگامان این فن شعری دانست. رثا جایگاه بارزی در شعر یونانی قدیم داشته و شاعران مختلفی از جمله «ارخلوکوس»«سافو»و«سیمونیدس» به این فن شهرت داشته‌اند. علاوه بر این میتوان به اصطلاح «الیجی» در یونانی نیز اشاره کرد که در بین غربی‌ها به «مرثیه» اطلاق می‌شود. گرچه در یونان قدیم مفهومی این چنینی به این کلمه اطلاق نمی‌شده و به مفهوم وزنی خاص از اوزان شعر غنایی بود که موضوعش سیاست، اخلاق و غیره باشد. با این حال یونان قدیم فن رثا را به طور کامل می‌شناخته و این فن در بین آنان رایج بوده است. بعدها رومی‌ها نیز آن فن را از فنون شعری خود ذکر کرده‌اند. به گفته یوسفعلی میرشکاک، رومی ها از پیش از مسیحیت تا همین امروز هرساله در ماه مارس مراسمی در سوگ «مارس» فرزند ژوپیتر برگزار میکنند که «تیژیا» نام دارد و این همان«تعزیه» است که در ایران برگزار میشود.
در ادبیات عرب پیش از اسلام نیز مرثیه سرایی، یکی از اغراض شعر است. و ستایش از درگذشتگان گونه ای از شعر بود. شاعر جاهلی قهرمانان مقتول قبیله را می ستود ، و برای ایشان نوحه سرایی و دیگران را به خونخواهی ایشان تشویق می کرد، و زمانی که آن در گذشته از خویشاوندان شاعر بود، برایش می گریست، و شعر میسرود. نیز در سوگ بزرگ قبیله اش که در سایه حمایتش زیسته، مرثیه میگفت. عناصر مرثیه نیز چون مدح عبارت بود از بیان ستودنی ها و اعمال پسندیده و به طور کلی اوصاف و سجایائی که در نظر اهل جاهلیت قابل ستایش بود.«مهلهل»و«خنساء»از مرثیه سرایان به نام عرب جاهلی به شمار می روند.(حنا فاخوری، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ص۴۳)
خنساء شاعره ی پر آوازه ی عرب، چون دو برادرش«معاویه»و«صخر»که از بزرگان بنی سلیم بودند کشته شدند برایشان سخت گریست تا آنجا که نابینا شد…م ق ص ۱۴۵
وی در سوگ برادرانش چنین سروده است:
فلا والله ما أنســــــاک حتـی
أفــارق مهجتی و یشــق رمــسی…

…این شعر هفت هجایی از شعرهای رثایی زبان ترکی قبل از اسلام می‌باشد. شعر مرثیه در ادوار گذشته، مخصوصاً در قبیله«گؤک‌ترک‌ها» در قالب‌های مختلف سروده شده است. این شعرها در مورد محبت، غم، غصّه، جدایی و هجران قهرمانان نوشته می‌شد. همچنان که می‌دانیم شعر «آغی» از شعرهای مشهور قدیمی قبیله ترک‌ها بوده است که در مرگ قهرمانان خود و دیگر افراد از دست‌رفته‌شان، به تنهایی و یا همراه با آشیق‌ها می‌خواندند که به این شعر مرثیه‌های «ساغو» می‌گفتند شکل دیگر آن«سیغ/سیق» است که به شکل «سوگ» در زبان فارسی نیز داخل گردیده است.(ح. اوموداوغلو)

أبــی حســـان، لـــذاتـــی وأنــسـی
فیا لهفی عــلیه و لهف أمـی
أیصبح فی الضریح وفیه یمـسی…
به خدا سوگند فراموشت نمی کنم تا میان من ودل جدایی افتد وبه رستاخیز گورم ازهم بشکافد.
روزی که با ابوحسان صخر وداع کردم وای براندوه های من و اندوه های مادرم بر او، آیا او در گور چگونه روز را به شب وشب را به صبح می رساند؟(۱۹۶ م س).
همچنین درایران پیش از اسلام نیز آثاری از آیین‌های سوگواری، شیوه‌های برگزاری و… می‌توان دید. در جنوب و در شمال شرقی ایران نشانه‌های زیادی از آیین‌ها، از جمله «سوگ سیاوش» هست. همچنین در شمال «بخارا» آیین‌های عزاداری وجود دارند که «ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی»هزار سال پیش آن را مکتوب کرده است. یکی از آیین‌های به جا مانده از سوگ سیاوش، «چمر» در میان لرها و بختیاری هاست که معمولاً در سوگ جوانی رشید و اشخاص مهم برگزار می‌شود. سوگواری‌هایی نیز به نام «آیین مهر» وجود دارند که به آیین مهری در ایران مربوط می‌شود.
ادبیات مرثیه ترکی نیز با سابقه تاریخی و وسعت و گسترش فراوان، امروزه با قدمتی چند هزار ساله جزء لاینفک زندگی آنان محسوب می‌شود و به جرأت می‌توان گفت که این شاخه از ادبیات مکتوب، تنها شاخه‌ای است که می‌توان نام ادبیات کاربردی و عام بر آن نهاد؛ ادبیاتی که ترکان همه ساله حدود دو ماه به طور مستقیم با آن سر و کار دارند و بیشتر آن‌ها ابیاتی از آن را ازبر هستند.
مرثیه‌خوانی در مرگ عزیزان یکی از سنت‌های قدیمی بین ترکان است؛ آن‌ها شعرهایی را در قالب «بایاتی»و با نامهایی همچون (اوخشاما، آغی۰آغیت)، ساغو، قورساغی و…) می‌سرودند و با حالتی خاص موقع عزاداری برای فرزندان، بزرگان قوم و قبیله و نزدیکان می‌خواندند
ریشه ادبیات مرثیه ترک از نظر تاریخی و زمان شروع آن هنوز به طور دقیق مشخص نیست. زیرا مرثیه تنها یک ژانر و مسئله ادبی نیست، بلکه از جهات مختلفی با مباحث فولکلوریک و علم جمعیت‌شناسی در ارتباط است که ریشه در زمان‌های بسیار قدیم و پیش از به وجود آمدن ادبیات مکتوب دارد. شاعرانی گمنام و از میان مردم که در ایام ماتم با سروده های بداحه خود همدم آلام خویشاوندان و همسایگان خود شده‌اند. نمونه ای از قدیمی ترین مرثیه های مکتوب شده این نوع شعر را در کتاب «دیوان لغات‌الترک» نوشته­ی محمود کاشغری که مربوط به نه­صد سال پیش می‌باشد یافت، یک«ساغور» که در مرگ«آلپ ار نونگا»یا«افراسیاب» سروده شده است:
اَلب اَر تنکا اؤلدیمو
ایسیز اَژون قَلدیمو
اذلک اؤجن اَلدیمو
ایمدی یورک یِرتلور
این شعر هفت هجایی از شعرهای رثایی زبان ترکی قبل از اسلام می‌باشد….

صالح سجادی

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان