یادداشت

  • مردی که خطش نفیس باشد مهدی بزاز دست‌فروش

    چهاردهم تیرماه مصادف است با چهل و چهارمین سالگرد درگذشت استاد بزرگ خوشنویسی ایران، استاد میرزا طاهر خوشنویس و نوشتار حاضر به همین بهانه تنظیم یافته...

  • حاج ابراهیم تبریزی / مجید جلیسه

      نام پدرش احمد و فعالیتش را در سال ۱۲۷۵قمری با انتشار کتاب «ديوان مجنون شاه قراجه داغي» نوشته ابوالقاسم ، مجنون بن محرم ، قراچه‌داغی و متخلص به  نباتی...

  • مطالبه فرهنگی یا بود و نبود مدیرمسئول

      مخاطبین محترم و محترمه پایگاه خبری تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان   با سلام و احترام مجدد     چند سال پیش به پیشنهاد بزرگان عرصه تاریخ و فرهنگ تبریز این سامانه برخط با رویکرد انتشار...

گفتگو

  • شکوه موزه شهر، مورد تحسین گردشگران خارجی است روزنامه سرخاب

    گفتگو با سرپرست موزه شهر / شکوه موزه شهر، مورد تحسین گردشگران خارجی است«موزه شهر» در عمارت تاریخی ساعت، اخیراً به عنوان موزه برتر کشور انتخاب شده...

  • موسيقي بايد پشتوانه فكري داشته باشد ندا فرشباف

     «همه جوانان موسیقی از امکانات یکسان برخوردار نیستند ، اگر قرار است فضایی برای فعالیت و هنرنمایی وجود داشته باشد باید همه فعالان موسیقی به صورت یکسان از آن...

  • یکصد سالگی فجایع روس ها در تبریز هفته‌نامه آذرپیام

    گفتگو با کریم میمنت نژاد؛ مشروطه پژوه اشاره: برای گفتگو درباره انقلاب مشروطیت افراد مختلفی مدنظر بود اما جهت ارائه کار متفاوت به سراغ نواده یکی از...

گزارش

فرهنگ و هنر

حکایتی از آیت الله میرزا فتاح شهیدی و گزارش تصویری تشییع این مرد وارسته

میرزا فتاح مجتهد تبریزی فرزند عالم مبارز، میرزا محمد علی شیخ الاسلام داش آتانی در سال ۱۳۰۲ هـ. ق در روستای داش آتان، از توابع تبریز دیده به جهان گشود. وی بعد از تحصیل دروس مقدماتی در زادگاه خویش، به تبریز مهاجرت نمود و بعد از فراگیری سطوح متوسطه نزد اساتید ممتاز حوزه علمیه تبریز، همچون آیت الله میرزا ابوالحسن آقا انگجی، برای تکمیل مراتب علمی و تحصیل سطوح عالی در سال ۱۳۲۳ هجری قمری به نجف اشرف هجرت کرد.آیت الله میرزا فتاح تبریزی بعد از اطلاع از شهادت مظلومانه پدر در نجف اشرف برای جاویدان ماندن حادثه شهادت پدر دانشمندش عنوان «شهیدی» را برای نام خانواده برگزید و از آن پس به «شهیدی» معروف گردید اقای کریم فیضی محقق و نویسنده علوم انسانی  به نقل از پدرشان حکایتی را بدین مضمون آورده اند:

"در زمان خیلی طاغوت، در تبریز عالمی بود به نام میرزا فتاح شهیدی (نمی نویسم آیت الله چون واقعا این عناوین سر از هجو درآورده) که نزدیک یکی از مساجد بازار بزرگ نماز میخواند و درس میداد. آن مسجد به نام »شهیدی» روبروی چاپخانه اخوی ما موجود است

یک روز چند نفر از کاسبهای بازار به ایشان خبر دادندکه آخوندی، از فلان مغازه چیزی برداشت، ما خجالت کشیدیم برخورد کنیم. آقای شهیدی گفت: بروید که آخوند دزدی نمیکند

اتفاقا آخوند مربوطه چند روز بعد دوباره دزدی فرمود. دوباره کاسبها آمدند پیش آقا میرزا فتاح شهیدی . ایشان دوباره گفت: آقایان اشتباه میکنید. آخوند دزدی نمیکند. بروید!

بار سوم که پیشش آمدند تا خواستند بگویند که: آخوند...; آقای شهیدی گفت: میتوانید آن شخص را پیش من بیاورید؟ دو نفر از کاسبها که فرز بودند رفتند آن شخص معمم را از آن سر بازار آوردند که چیزی هم زیر عبایش زده بود و از آمدن استنکاف میکرد.

آقای شهیدی تا آن شخص را دید، دستش را دراز کرد  عمامه از سرش برداشت، رو کرد به کاسبها و دیگر حاضران در مسجد، این جمله را گفت:

آقایان! این جناب، این دو متر پارچه را هم از ما دزدیده بود. ما حقمان را گرفتیم، شما هم حقتان را بگیرید!

تکمله: این واقعه را در کودکی، خودم از مرحوم پدرم شنیدم وقتی مرا هم با خودش به بازار میبرد. او هم یا خودش در زمان میرزا فتاح از نزدیک مطلع شده بود یا از مطلعین شنیده بود. خلاصه، قطعی است."

 

بعد از وفات این عالم بزرگ در آذرماه 1331 شمسی  تشییع باشکوهی در تبریز برگزار شد که آقای جعفر خسروطبع تصاویر این تشییع را عکاسی نموده اند و اخیرا توسط پایگاه فرهنگ و تاریخ دیار کهن منتشر شده است.

 

چهار نفر ردیف اول:حاج اسد اقا بقال زاده،میرصادق آقا سید قیاسی،حاج محمدباقر عمواوغلی،حاج اسماعیل شرکا صاحب میهن تور 1331/9/13

معرفی کتاب

جدیدترین مطالب صاحب دیوان