یادداشت

  • مردی که خطش نفیس باشد مهدی بزاز دست‌فروش

    چهاردهم تیرماه مصادف است با چهل و چهارمین سالگرد درگذشت استاد بزرگ خوشنویسی ایران، استاد میرزا طاهر خوشنویس و نوشتار حاضر به همین بهانه تنظیم یافته...

  • حاج ابراهیم تبریزی / مجید جلیسه

      نام پدرش احمد و فعالیتش را در سال ۱۲۷۵قمری با انتشار کتاب «ديوان مجنون شاه قراجه داغي» نوشته ابوالقاسم ، مجنون بن محرم ، قراچه‌داغی و متخلص به  نباتی...

  • مطالبه فرهنگی یا بود و نبود مدیرمسئول

      مخاطبین محترم و محترمه پایگاه خبری تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان   با سلام و احترام مجدد     چند سال پیش به پیشنهاد بزرگان عرصه تاریخ و فرهنگ تبریز این سامانه برخط با رویکرد انتشار...

گفتگو

  • شکوه موزه شهر، مورد تحسین گردشگران خارجی است روزنامه سرخاب

    گفتگو با سرپرست موزه شهر / شکوه موزه شهر، مورد تحسین گردشگران خارجی است«موزه شهر» در عمارت تاریخی ساعت، اخیراً به عنوان موزه برتر کشور انتخاب شده...

  • موسيقي بايد پشتوانه فكري داشته باشد ندا فرشباف

     «همه جوانان موسیقی از امکانات یکسان برخوردار نیستند ، اگر قرار است فضایی برای فعالیت و هنرنمایی وجود داشته باشد باید همه فعالان موسیقی به صورت یکسان از آن...

  • یکصد سالگی فجایع روس ها در تبریز هفته‌نامه آذرپیام

    گفتگو با کریم میمنت نژاد؛ مشروطه پژوه اشاره: برای گفتگو درباره انقلاب مشروطیت افراد مختلفی مدنظر بود اما جهت ارائه کار متفاوت به سراغ نواده یکی از...

گزارش

فرهنگ و هنر

هیچ هنری بالاتر از انسانیت نیست

دیدار و گفتگو با هنرمند نقاش جناب آقای کریم صدق روحی

به گزارش پایگاه تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان،صاحب دیوان در یکی از روزهای دی ماه 1398 در دیدار یکی از مفاخر هنر اصیل نقاشی تبریز جناب آقای استاد کریم صدق روحی از پیشکسوتان هنر نقاشی که عمری برای یاد گیری و یاددادن سپری کرده اند نشستیم.

حکایتی جالب از روزهایی که مجسمه شمس را می ساختم

به گزارش اختصاصی پایگاه تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان،صاحب دیوان استاد داود مستوفی زاده هنرمند مجسمه ساز که در سابقه درخشان خود ساخت چندین پیکره از مشاهیر فرهنگ و هنر سرزمین ایران را دارد حکایتی جالب در خصوص روزهایی که مجسمه شمس تبریزی را میساخت روایت میکنند که مشروح این حکایت به قلم ایشان ذیلا درج میشود.

یک تصویر و شناسایی افراد حاضر در آن از میرزا حسن رشدیه تبریزی

 

میرزا حسن رشدیه پیر معارف ایران و بنیانگذار مدارس ایران به سبک امروزی

از سمت راست: ضیاءالدین رشدیه فرزند میرزا حسن،میرزا حسن رشدیه،آقای بینش پور از اقوام رشدیه

نشسته: نرگس رشدیه و عفت رشدیه دو تن از دختران مرحوم میرزا حسن رشدیه

شناسایی و منبع عکس:سرکار خانم بهدخت رشدیه

حکایتی از آیت الله میرزا فتاح شهیدی و گزارش تصویری تشییع این مرد وارسته

میرزا فتاح مجتهد تبریزی فرزند عالم مبارز، میرزا محمد علی شیخ الاسلام داش آتانی در سال ۱۳۰۲ هـ. ق در روستای داش آتان، از توابع تبریز دیده به جهان گشود. وی بعد از تحصیل دروس مقدماتی در زادگاه خویش، به تبریز مهاجرت نمود و بعد از فراگیری سطوح متوسطه نزد اساتید ممتاز حوزه علمیه تبریز، همچون آیت الله میرزا ابوالحسن آقا انگجی، برای تکمیل مراتب علمی و تحصیل سطوح عالی در سال ۱۳۲۳ هجری قمری به نجف اشرف هجرت کرد.آیت الله میرزا فتاح تبریزی بعد از اطلاع از شهادت مظلومانه پدر در نجف اشرف برای جاویدان ماندن حادثه شهادت پدر دانشمندش عنوان «شهیدی» را برای نام خانواده برگزید و از آن پس به «شهیدی» معروف گردید اقای کریم فیضی محقق و نویسنده علوم انسانی  به نقل از پدرشان حکایتی را بدین مضمون آورده اند:

"در زمان خیلی طاغوت، در تبریز عالمی بود به نام میرزا فتاح شهیدی (نمی نویسم آیت الله چون واقعا این عناوین سر از هجو درآورده) که نزدیک یکی از مساجد بازار بزرگ نماز میخواند و درس میداد. آن مسجد به نام »شهیدی» روبروی چاپخانه اخوی ما موجود است

یک روز چند نفر از کاسبهای بازار به ایشان خبر دادندکه آخوندی، از فلان مغازه چیزی برداشت، ما خجالت کشیدیم برخورد کنیم. آقای شهیدی گفت: بروید که آخوند دزدی نمیکند

اتفاقا آخوند مربوطه چند روز بعد دوباره دزدی فرمود. دوباره کاسبها آمدند پیش آقا میرزا فتاح شهیدی . ایشان دوباره گفت: آقایان اشتباه میکنید. آخوند دزدی نمیکند. بروید!

بار سوم که پیشش آمدند تا خواستند بگویند که: آخوند...; آقای شهیدی گفت: میتوانید آن شخص را پیش من بیاورید؟ دو نفر از کاسبها که فرز بودند رفتند آن شخص معمم را از آن سر بازار آوردند که چیزی هم زیر عبایش زده بود و از آمدن استنکاف میکرد.

آقای شهیدی تا آن شخص را دید، دستش را دراز کرد  عمامه از سرش برداشت، رو کرد به کاسبها و دیگر حاضران در مسجد، این جمله را گفت:

آقایان! این جناب، این دو متر پارچه را هم از ما دزدیده بود. ما حقمان را گرفتیم، شما هم حقتان را بگیرید!

تکمله: این واقعه را در کودکی، خودم از مرحوم پدرم شنیدم وقتی مرا هم با خودش به بازار میبرد. او هم یا خودش در زمان میرزا فتاح از نزدیک مطلع شده بود یا از مطلعین شنیده بود. خلاصه، قطعی است."

 

بعد از وفات این عالم بزرگ در آذرماه 1331 شمسی  تشییع باشکوهی در تبریز برگزار شد که آقای جعفر خسروطبع تصاویر این تشییع را عکاسی نموده اند و اخیرا توسط پایگاه فرهنگ و تاریخ دیار کهن منتشر شده است.

 

چهار نفر ردیف اول:حاج اسد اقا بقال زاده،میرصادق آقا سید قیاسی،حاج محمدباقر عمواوغلی،حاج اسماعیل شرکا صاحب میهن تور 1331/9/13

مجوز انتشار روزنامه تجدد با امضای شیخ محمد خیابانی

 اين روزنامه در تبريز به مديري شيخ محمد خياباني تأسيس و ظاهراً شمارة اول آن در جمادي‌الآخر 1335ق منتشر شد و انتشار آن تا قتل خياباني (1338ق)، به طور هفتگي و با چاپ سربي ادامه يافت. مرحوم تربيت در اثر خود «دانشمندان آذربايجان» مدير اين روزنامه را ابوالقاسم فيوضات و شيخ محمد خياباني ذكر مي‌كند. محمدعلي بامداد نيز تاريخ تأسيس روزنامه را 1337ق مي‌داند. اين روزنامه به منظور تنوير افكار و ترويج مسلك و مرام كميتة انجمن ايالتي منتشر مي‌شد و ارگان اين فرقه بود. ميرزا تقي‌خان رفعت (مدير مجلة آزاديستان) سردبيري آن را به عهده داشت و از نويسندگان آن بود.سلسله مقالات «آزادي‌ها» به قلم او در اين روزنامه به چاپ مي‌رسيد.(منبع دانشنامه ایران زمین)

 

 

 

اسناد از آرشیو اختصاصی دکتر فرامرز خیابانی اصل نوه شهید محمد خیابانی

این مرکب بدن تازیانه میخواهد تاروح را حرکت بدهد وبه جلو ببرد.

 

مدرسه اعتماد یکی از مدارس قدیم تبریز بود که در دوچی (شتربان) قرار داشت،نخستین موسس ومدیر این مدرسه در ابتدا سید مهدی اعتماد ناطقی بود وی در مدرسه دینی آن زمان شهر تبریز یعنی طالبیه تحصیل علوم دینی کرده بود.سیدمهدی اعتماد پس از 10 سال مدرسه ی اعتماد را به آقای حاج جواد اقتصاد خواه واگذار کرد که بعد ها این مدرسه به مدرسه ملی انوری تغییر نام داد.از اقدامات مفید این مدرسه ایجاد کلاس هایی برای سالمندان بود که بصورت رایگان تحصیل میکردند.

ازمشهورترین دانش آموزان این مدرسه میتوان علامه محمدتقی جعفری را نام برد .نقل است که یک روز آقای اقتصادخواه براساس عادت مرسوم آن زمان به خاطر درس نخواندن ،محمدتقی را با ترکه چوب آلبالو تنبیه میکند .سال ها بعد این کودک با استعداد پس از طی عمری تحصیل و تتبع که به علامه جعفری فیلسوف بزرگ تبدیل شده است، در یکی از  سخنرانی های علامه جعفری حضورداشته و پاجلو مینهد و از علامه بخاطر تنبیهی که سالها پیش کرده بود عذر میخواهد که علامه به مدیر مدرسه اش میگوید: کاش بیشتر میزدید چرا که این مرکب بدن تازیانه میخواهد تاروح را حرکت بدهد وبه جلو ببرد.

 

مجوز برداشت ریگ از میدان چایی تبریز با امضای ارفع الملک جلیلی

حسنقلی خان ارفع الملک جلیلی یکی از خوشنام ترین شهرداران شهر تبریز بود که بانی ساخت عمارت شهرداری تبریز و ساخت مسیل میدان چایی یا همان مهرانرود می باشد.سند فوق مجوز برداشت ریگ از میدان چایی تبریز می باشد که توسط شهردار وقت امضاء شده است.

متن سند: از طرف اداره بلدیه به اقای حاج جواد اقا گنجه اجازه داده میشود که برای ساختمان خود در خیابان پستخانه هرمقدار ریگ که لازم داشته باشداز میدانچایی  بردارد مشروط بر اینکه اکیدا بحاملین ریگ قدغن نمایید که در موقع حمل ریگ نباید صدمه به سد میدانچایی برسانند و ریگ را از ته میدانچایی در عمق یک ذرع علاوه نباید بردارند و در عرض رودخانه در طرفین سد هرطرفی باید سه ذرع فاصله بگذارند در طول رودخانه هرقدر بردارند مانعی نخواهد بود.جلیلی

منبع:پایگاه تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان،صاحب دیوان از آرشیو رضاسرابی اقدم و کریم میمنت نژاد

بازخوانی احداث عمارت وسط استخر شاه گولی

شاه گُلی یا ائل گُلی یکی از مهم‌ترین گردشگاه‌های شهر تبریز است که در جنوب شرقی تبریز و  در ۷ کیلومتری مرکزشهر واقع شده‌است. این مکان در زمان آق‌قویونلوها ایجاد شده و در دورهٔ صفویان گسترش یافته‌است عمارت کلاه‌فرهنگی هشت‌ضلعی موجود در مرکز دریاچهٔ شاه‌گلی پیش‌تر یک ساختمان یک‌طبقهٔ خشتی و فرسوده بود. شهرداری تبریز در سال 1348 خورشیدی در زمان شهرداری آقای دکتر حمید وارسته ساختمان پیشین را تخریب و عمارت دوطبقهٔ جدید و مقاومی در محل آن احداث کردگفته میشود معمار طراح این عمارت دوطبقه معمار مشهور وقت هوشنگ سیحون بوده است.

تصویر منتشر نشده از اعضای انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی در تبریز

اعضای انجمن روابط فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی معروف به وکس در تبریز 1324 شمسی

 

روس ها با تجاوزات مکرر به شهر های شمالی ایران بخصوص شهر تبریز از اعتبار و جایگاه مطلوبی در بین افکار عمومی برخوردار نبودند و حتی در بین تبریزیان ضرب المثل های بی رحمی و خشونت با عناوین روس بر سر زبان ها مصطلح شده بود دولت روسیه واتحاد جماهیر شوروی بیشتر به منظور ترمیم وجهه خود در ایران و بخصوص در شهر تبریزپس از شهریور 1320 و مساعد بودن شرایط  اقدام به راه اندازی و تقویت انجمنی فرهنگی در این شهر کردند که تصویر حاضر نفرات اعضای این انجمن که بزرگان و اعیان و رجال تبریز در قالب اعضای اصلی این انجمن در محل ساختمان دایمی این انجمن واقع در باغ گلستان را نشان می دهد. انجمن روابط فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی، با هدف توسعة روابط فرهنگی و ایجاد حسن تفاهم و دوستی دو ملت برپا شد و به مرور شعبه ­هایی در شهرهای بزرگ ایران همچون تبریز، مشهد، گرگان و اصفهان تأسیس کرد. این انجمن در سال­های 1332-1321ش. در قالب فعالیت­های گوناگون، نقشی مهم در پیشبرد دیپلماسی فرهنگی شوروی در ایران داشت، اما پس از 28 مرداد 1332ش. فعالیت­های آن از رونق افتاد.

 

 

این تصویر در تاریخ 10آبان ماه 1324 در محل عمارت وکس باغ گلستان تبریز برداشته شده است.اسامی حاضرین به شرح زیر می باشد:

ردیف اول از جلو سمت راست:1- حاجی میرزا علی اکبر صدقیانی رییس اتاق تجارت تبریز،2-حاجی تقی بیت اله از تجار معروف تبریز3-آقای الهامی شهردار وقت تبریز4-شریف اوف رئیس وکس از اهالی قفقاز5- میرزا محمد علی صفوت کفیل اداره فرهنگ 6- کونسول شوروی در تبریز7- خانم دکتر ملیجه قاجار8- حسین حریری از اعضای اتاق تجارت تبریز9- حاجی محمد نخجوانی پژوهشگر تاریخ و تاجر10-عبداله فریور رئیس دانش سرای دختران تبریز11- آقای رسول عطایی مدیر دبیرستان سعدی

ردیف دوم :1- پیشوا وکیل عدلیه2-ناشناس  از ارامنه تبریز3-محرم از معلمین 4- ابوالضیاء رئیس دبیرستان فردوسی5- دیبائیان دبیر6- از ارامنه تبریز7- علی شمس مدیر کارخانه شمس8- از ارامنه9-مجدالملک از مالکین تبریز10-قهرمانی از مدیران شهرداری11-میرهاشم آرین12-فرماندار تبریز13-معلم نقاشی14-مقتدر رئیس دبیرستان تمدن15- خواجه الدین مدیر دبستان خواجه نصیر16- از خدمتگذاران وکس

ردیف سوم : 1- حسینی2-از معلمین3- ناشناس4- جواد ترقی کفیل دبستان رودکی5- دهقان از معلمین6- از ملاکین تبریز7- ناشناس و مابقی شناخته نشدند.

 

تصویر و توضیحات عکس از آقای جواد ترقی

پایگاه تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان،صاحب دیوان

 

 

خاطرات سال های خدمت پزشک آمریکایی و وصف تبریز یکصدسال پیش

پایگاه تخصصی تاریخ و فرهنگ آذربایجان، صاحب دیوان : نیاز مردم به پزشک، بیمارستان، دارو و درمان فرصت مناسبی را در اختیار میسیونرهای آمریکایی گذاشت تا از این احتیاج‌ها برای ورود به ایران و استفاده از موقعیت ممتازشان برای تبلیغ دینی  استفاده کنند.در این راستا نخستین پزشک میسیونری که از آمریکا به ایران آمد، دکتر "و.و.تورنس" بود که به  کشور سفر کرد و توانست با مسئولان بلندپایه کشور نیز روابطی برقرار کند.

معرفی کتاب

جدیدترین مطالب صاحب دیوان